خرید بک لینک
همینجوری نظام سرمایه داری در این دوره که نظام سرمایه داری چنبره زده روی ملت و کارگرچندتا مثال بزنمهرکی تخصصی دارد مادر سرمایه دار را به عزایش می نشاندو هرکی تخصیی ندارد یا دارد ولی توانایی دست و پا کردن شغل برای خود ندارد مجبور می شود تحت نظام ظالم سرمایه داری کار کندی زوجی دنبال کار میگشتن فرستادمشون یکی از هایپر مارکت هاساعت کاری 9 تا 4 بعد از ظهر6 تا 11 شببدون تعطیلی ماهی 5 میلیون تومان آقا داماد از من سوال کرد مگه نظام برده داری تمام نشده؟؟؟؟نیروی کار برای سرمایه دار همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 12:10

همینجوری سال 1404 شاید این وبلاگ بماند و آیندگان اینجا رو بخونن جنگ دوازده روزه شهادت سران نظامی شهادت کودکان و بی گناهان پرواز موشک ها به سمت اسرائیل و دلار 117 تومن طلا گرمی 11 میلیون تومانو اینکه عده ای فهمیدن کهنیروهای ما در سوریه و لبنان و فلسطین و یمن برای دفاع از ایرانبودند آنجا خط مقدم ما بود! خندیدن با سران غربی دروغ های ظریف و حسن روحانی و اعتماد چندین باره به غرب استعمار گر ..... برآیند اش شد جنگ جالب داستان اینه که آقای خامنه ای بیش از یک دهه است که گفت مذاکرات ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 12:10

همینجوری وطن کلیپی از پیرمرد افغانی دیدم که تک بیتی را خواند و خوشمان آمد در نت جستجو کردم و متن دقیقش را پیدا کردم شاعر جوان ایرانی ! خلاصه که از سال 1401 یا 1402 این شعر راه پیدا میکنه به فضای مجازی و دیده میشه و 1404 من از زبان پیرمرد افغانی شنیده ام پیرمرد چه توجهی و انسی با شعر داشته که این را شنیده و به خاطرش سپرده چقدر هم زیبا خواند پیرمرد چقدر زیبا سرود شاعر چقدر همزاد پندار بودند چقدر درد وطن داشتند و زبان شان آنها را با هم آشنا کرده وطن بسوزد و من در خروش و جوش نبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 12:10

همینجوری تعفنی به نام سرمایه داری باز هم یکی دیگر از تصویرها دنیای سرمایه داری دو نفری را صحبت کرد که بیایید برای کار .... بارگیری کالا نرخ از بها بازار کمتر حالا بعد از تقریبا یک ماه به خاطر یک تاخیر ده دقیقه ای که خیلی چیز عادی است(بهانه بنی اسرائیلی)پرشان را کشید خیلی بی ادبانه خیلی سبک و بی شخصیت عمل کرد بهش گفتم چرا این کار را کردی هنوز کار ادامه دارد جواب داد : از روز آینده کار کم میشود دو نفر دیگه کار رو انجام میدن چرا دوتا نون خور اضافه نگه داریم !!!!به نظرم تفکر سرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 12:10

همینجوری ادامه ادامه اتفاق نوشته ی قبلیکه این بنده خدا با استرس خداحافظی کرد یک ساعت باز به من زنگ زد با استرس و گیجی که من کاری نکردم که فلانی اینجور ناراحته و من رو میخواد از کار بیکار کنه بعدترش خانمش (باردار هم هست) پیام داد و کلی قسم و این حرفا این یک لقمه نان حلال را از ما نگیرید!!!و در انتهای شب با من تماس گرفت و صداش پر از استرس بود صحبت کرد و خانمش گوشی را گرفت باز با صدایی ناراحت و پر از استرس و صحبت های تکرارینمیدانم این زن و شوهر چطور خوابیدن !!! آدم اینقدر بی پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 12:10

سلامی به زیبایی اردی بهشت که هر چه بگم کم گفتم فعلا سعی کنید صبح زود بیدار بشید و از انرژی طلوع استفاده کنید ...از خلوت و سکوت شهر از صدای خواندن پرنده هااز عظمت و شکوه خورشید از نورهای زیباش از طراوتش از خنکای نسیمو الحمدالله رب العالمین + نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 14:29 توسط من.  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 23:39

زیارت آقا امام حسین ....برگشتمانگار که خواب بودم ....--------------------------------------مکالمات بیهوده هتل تون چطور بود ؟نزدیک بودید یا دور؟ هوا چطور بود ؟ با چی رفتید ؟ آشنا هم بودن ؟؟خلوت بود یا شلوغ؟ خلاصه که با اینجور سوالا سطح این زیارت رو میارن پایین واقعا هیچ صحبت دیگه نمیشه در مورد این سفر واقعا در موردش فقط باید گفت زیارتت قبول باشه + نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 8:59 توسط من.  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 23:39

من تمام چیزهایی رو که میخوام دقیقا و به وضوح بیان میکنم حتی چند بار تکرار میکنم ... ی چیزی رو دو ساله دارم بهش میگن اویل سرکارم گذاشت بعدش که هیچ ... و به نتیجه نمیرسم همسر جان بیان نمیکنه منتظره من بفهمم و نتیجه هم بده ! چه چیز مشکل داره نمیدونم ! + نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 15:6 توسط من.  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1402 ساعت: 16:42

تا الان چند مرتبه تصمیم گرفته بودم

اتفاقات رو بنویسم ولی نمیشد یا هرچی .. از امروز سعی براین است که همه رو بنویسم ....

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 15:8 توسط من.  | 

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1402 ساعت: 16:42

هفته ی قبل گردنبند طلا خریدم براش. تقریبا پنج میلیون از خودش بود اونشب من خیلی خسته بودم و ناراحت یه خاطر اتفاقات محل کارم . (بهش هم گفتم . که نارحت و عصبانی هستم . و بردمش طلا هم خرید برگشتیم خونه )رفتیم خونه من این گردنبند. رو ی چند سانتی انداختم اون ور تر . شاید هم با شدت پرتاب کردم (که بعیده) خلاصه ناراحت شد گفت چرا اینجوری میکنیچرا پرتش میکنی خراب میشه !!!زنجیر ساده و خرابی ؟ گفتم خراب نمیشه چرا خراب بشه .. چیزیش نشده خلاصه گفت با پول من درست برخورد کن ... پولای من بوده نفقه و ال و بل ... !منم نگاهش کردم (از بالای عینک) گفتم پول تو بوده ؟ پول تو بوده ؟شاید من دو سه جمله دیگه گفتم .. یهو زد زیر گریه چرا پولت رو ... که دیگه قهر کرد فک کنم دوروزی قهر بودیم .... باز هم من پیشقدم شدم برا آشتی + نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 15:19 توسط من.  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1402 ساعت: 16:42

بعد از حدودا سه سالتصیم گرفتم که برگردم به بلاگفاچه روزهایی گذشت !چه اتفاقاتی ! گردش روزگار!سرگرمی های دنیای من عوض شده?وقت خالی کمتر شده؟هر روز در حال اسراف وقت هستیم همه در واقع به قول فلان کتاب(شاید خلاصه کتاب را نوشتم همینجا) زامبی های سایبریحالا چه شد که دوباره آمدم بلاگفا؟ مثل چند سال قبل حالم بده که اودم ؟خــــــــــــــــــــــــــــــــــــیر . حالم خوووبهفقط نیاز دیدم که افکار خودم رو ثبت کنم در بلاگفا به دلیلی که قبلا هم جذاب بوده برامکمتر دیده شدن و خیلی مهمتر اینکه توسط فامیل هم فالو نخواهی شد. و راحت تر میتونی افکارت رو بیان کنی , و با افکار چند سال گذشته خودت روبرو بشیمثل اینستاگرام هم نیست کلی شوآف روزانه بقیه رو ببینی و بخوای رو دست ی نفر بلند بشی! فالوور جمع کنی . لایک و کا منت و فلان و.....و کلی دوز و کلک و تبلیغات مختلف توهم زا را وارد مغزت کنیعکس های آنچنانی تجمل محض ...حسرت محض .لایک های هزارتایی ومیلیونی پولدارها .. شهوت ....و الی آخرالبته بگم که آموزش های خوب . مطالب جذاب و غیره هم دارهاما اینایی که میان اینجا ی جور دیگه هستنچشم و هم چشمی توش نیستشو آفی نیست توشخلاصه خوشمان می اید + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۱ ساعت 15:59 توسط من.  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 3:15

امشب یهو بادم امده که وبلاگی هم دارم که هیچکی از خانواده ام نمیدونه در موردش شاید یکی بدونه الله اعلم ! بعد از داستان هااااای طلاق و سختی هاش تصمیم بر این شد که مجرد بمانم در برابر ازواج مقاومت میکردم جواب سر بالا به همه @@ لذت بخش هم هست تنهاایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:35

تا الان فکر میکردم خیلی مذهبی ام یعنی ی چیزی از معمول بالاتر نه خوب خوب نه بد بد میانگین به بالا! چند وقته ی نگاهی از بیرون به خودم میندازم میبینم نعععع چیز خاصی هم نیستیم ی نماز خیلی درب و داغووووون ی روزه نخوردن خوک و شراب و ی سری چیزای پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:35

امروز به ی نفر سفارش کردم که

گدشته ها گذشته به آینده فکر کن

ولی من خودم در گذشته هستم!

!

!

!

!

!

!

خدا کمکش کنه

واقعا براش سخته! واقعااا!!

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین ۱۳۹۸ ساعت 1:30 توسط من. |

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:35

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

برچسب: نویسنده: الینا رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:35

صفحه بندی